واژگان ترید

واژگان ترید

واژگان ترید از کتاب های البروکس اخذ شده است. و شما را با واژگان البروکس آشنا میکند. در آینده لغات روش های دیگر معاملاتی را نیز به این واژگان اضافه خواهیم کرد.

  • ATH: بالاترین سقف یا سقف تاریخی ALL TIME HIEGH بالاترین قیمتی که یک ارز به خود دیده است که یک ناحیه مقاومت ایجاد میکند و با برخورد قیمت به آن احتمال ریزش وجود دارد.
  • always in : معادل فارسی (ورود در هر دو جهت): به تریدی گفته میشود که کاربر در هر دو شرایط Buy و Sell وارد پوزیشن میشود. البروکس این واژه را اینطور توضیح میدهد که برخی کاربران فقط موقعیت های LONG یا SHORT را میگیرند. برخی دیگر تفاوتی برایشان ندارد و هر دو موقعیت LONG و
  • SHORT را معامله میکنند. کاربرانی که در هر دو جهت معامله میکنند را always in و کاربرانی که فقط Long میگیرند را always in long و کاربرانی که همیشه Short میگیرند را always in short مینامیم
  • barbwire : معادل فارسی(الگوی سیم خاردار): بازاری است که در تایم فریم 5 دقیقه بشدت در هم فرورفته است و مدام در بازار بالا و پایین های پشت سرهم مشاهده میکنیم. در این شرایط خریدار و فروشنده در ناحیه قیمتی بسیار کوچکی به اختلاف رسیده اند. خریدار ارز را میخرد و فروشنده بلافاصله حجم مشابهی را میفروشد. در این بازار نمیتوان معامله کرد. اما میتوان با دیدن تایم فریم بالا جهت خروج قیمت را پیدا کرد. و در آن جهت معمله طولانی مدتی را رقم زد.
  • bar pullback: معادل فارسی( کندل بازگشتی): bar همان کندل است که توسط آن قیمت را نشان میدهند. در معامله خیلی مهم است که بدانیم کجا وارد معامله شویم. یک سری کندل ها بازگشتی هستند یعنی در روند صعودی ما نزول میبینیم و در روند نزولی ما کندل یا الگوهای صعودی میبینیم. البروکس این روند ها را موقعیت برای ورود به روند قبل میبیند. و در آنها برای سوار شدن به روند قبل استفاده میکند.
  • bear reversal: معادل فارسی(معکوس کننده روند صعودی) : الگوهایی در بازار روند صعودی موجود را معکوس میکنند. با مشاهده این الگوها وارد معامله میشویم.
  • blown account: معادل فارسی(کمبود سرمایه) : حسابی است که شما کمتر از حداقل سرمایه برای خرید و یا فروش در صرافی نیاز است سرمایه دارد. چنین حسابی نمیتواند وارد موقعیت معاملاتی شود مگر آنکه حجم سرمایه آن اضافه شود. در برخی مراجع آموزشی به آن کال شدن حساب هم گفته شده است.
  • breakout: معادل فارسی(شکستن خط روند): هر کندل و یا روندی که خطوط روند و یا کانال را سوراخ کنند و یا بشکنند breakout رخ داده است. البروکس تنها درصورتی که کندل 5 دقیقه بالای خط روند بسته شود آن را سوراخ شدن میداند.
  • breakout bar (or bar breakout) : معادل فارسی(کندل خط شکن) در کتاب روندهای البروکس به کندل های 5 دقیقه ایی که بزرگتر از کندل های قبلی هستند و بدنه آنها بزرگتراز دم ها و شدوهای کندل است گفته میشود.
  • breakout mode: معادل فارسی(شکست واقعی روند): حالتی است که بعد از شکست روند و یا کانال روند شکسته شده در جهت بریک آوت ادامه میابد. مثلا در روند صعودی ما یک بریک آوت صعودی مشاهده کرده که با روند صعودی دنبال میشود.
  • breakout pullback: معادل فارسی (پولبک های بریک اوت) : بریک اوت و شکستن خط روندی کوچک با حدود 5 کندل که شما آن را یک پولبک به خط روند میبینید. در اغلب موارد البروکس بریک آوت را پولبک نمیبیند مگر آنکه روند تابم فریم بالاتر آن را تایید کرده باشد. و در اغلب موارد آن را یک بریک آوت شکست خورده میداند و منتظر گرفتن پوزیشن در جهت روند قبلی است.
  • breakout test: معادل فارسی (تست نقطه بریک اوت) البروکس معتقد است که بعد از 2 ساعت روند دوباره به نقطه بریک آوت برمیگردد و آن را تست میکند و حتی میتواند به آن نفوذ کند. البروکس آن را تست نقطه بیریک آوت میبیند و روی آن در جهت روند قبلی معامله میکند.
  • bull reversal: معادل فارسی(معکوس کننده روند نزولی) : در بازارهای مالی روند هایی وجود دارد که روند نزولی را معکوس کرده و آن را به روند صعودی تبدیل میکنند.
  • buying pressure :معادل فارسی(فشار خرید) روندهای خرید یا گاوی هستند که آنها را با کندل هایی با بدنه سبز بزرگ با دم های کوچک روبه پایین میبینیم که معمولا بعد از دو کندل bull reversal ظاهر میشوند. این روند در نتیجه جمع شدن تعداد زیادی خریدار در یک نقطه از بازار است و معمولا بازار را به قیمت های بالاتر سوق میدهد.
  • candle : معادل فارسی (شمع در بازار مالی): در نمودارهای بازار مالی شمع ها روشی برای بیان قیمت یک دارایی است. که دارای یک نقطه باز و یک نقطه بسته است. اگر نقطه بسته بالای نقطه باز باشد رنگ کندل سبز یا سفید است و اگر نقطه بسته زیر نقطه باز باشد رنگ کندل قرمز است. بالا و پایین کندل ما دم هایی را میبینیم که نشانه بالاترین و پایینترین قیمت دیده شده در آن بازه زمانی است. بعضی متخصصان اسم این دم ها را سایه و یا فتیله مینامند.
کندل های صعودی و نزولی در بازار مالی

مثال: کندل ارز بیت کوین در 5 دقیقه در ساعت 4 صبح باز میشود و قیمت در این لحظه 60204.80 دلار آمریکا است. سپس قیمت تا 60144.66 پایین میرود و د رادامه تا 60277.82بالا رفته و در ساعت 4:5 دقیه روی قیمت 60273.53 بسته میشود.

کندل سبز در بازار مالی
  • chart type: معادل فارسی نوع نمودار: نمودارها انواع مختلفی مانند نمودار خطی، نمودار شمعی، نمودار حجمی، نمودار تیک و انواع دیگر نمودار ها.
نمودار شمعی
انواع نمودارها
  • climax: حرکت سریع قیمت به یک جهت و سپس حرکت برخلاف آن که این حرکت برخلاف معمولا در محدوده تریدینک رنج میماند و منجر به ایجاد یک روند واقعی مخالف نمی شود.
کلایمکس در بازار مالی
  • countertrend: معادل فارسی مخالف روند: یک معامله یا ستاپ معاملاتی است که خلاف روند فعلی یا همان روند اصلی بازار بازمیشود. این روش معاملاتی برای اغلب معامله گران موجب باخت میشود. زیرا نسبت سود به ضرر آن در بهترین حالت برابر است. (در یک معامله سود ده میزان سود حداقل دوبرابر ضرر است.) در این معاملات قیمت به ندرت به نقطه ایی میرسد که معاملگر به سود مناسبی را از بازار ببرد.
معامله در خلاف روند
  • countertrend scalp:معادل فارسی اسکلپ مخالف روند. معامله سریع خلاف روند. حالتی است که شما برای یک درصد سود کم در خلاف جهت جریان اصلی وارد معامله میشود و به سرعت از بازار خارج میشوید. معامله بشدت پرریسک که اغلب با ضرر همراه است.
معامله برخلاف روند
  • day trade : معادل فارسی: معامله روزانه: معامله یا ستاپ معاملاتی که قصد بستن آن در روز جاری را دارید
  • directional probability:معادل فارسی احتمال جهت دار: بازار هنگامیکه میخواهد به جهت خاصی برود ممکن است در جهت مخالف آن حرکت کند میزان حرکت در جهت مخالف معمولاً برابر با میزان حرکت در جهت بازار است. یعنی اگر بازار به مقدار X قصد سقوط دارد به میزان X میتواند نمودار صعودی نشان دهد. و برعکس آن
  • doji : معادل فارسی دوجی: کندل هایی هستند که بدنه ندارند و یا بدنه آنها آنقدر کوچک است که میتواند نادیده گرفته شود. بدنه کندل دوجی در تایم فریم های کوچک و یا بزرگ میتواند مقادیل قیمتی متفاوتی را کاور کند ولی با این حال بدنه کندل نسبت به سایز کل کندل یعنی بدنه بعلاوه سایه های بالا و پایین بسیار کوچک است. در بازار کندل ها یا روند د ارند و یا بدون روند دوجی ها کندل های فاقد روند هستند. صعودی و نزولی بودن بازار تاثیری روی کندل دوجی ندارد.
  • double bottom: معادل فارسی کف دوقلو: ساختاری از بازار است که پایینترین قیمت بازار دقیقا همقیمت پایینترین قیمت بازار در حرکت قبلی بازار است. فاصله زمانی بین دو کف میتواند کوچک و یا بزرگ باشد. نیازی نیست این کف ها در نقطه کف روزانه باشند. دو کف معمولا نشانه شروع یک روند گاوی یا همان صعودی است.
کف دوقولو
  • double bottom bull flag: کف دوقولو بعنوان سیگنال شروع یک روند گاوی یا صعودی: یک روند صعودی که سقوط کرده و دو کف برابر میزند و بعد به روند صعودی خود ادامه میدهد.
  • double bottom pullback: معادل فارسی پولبک با کف دوقولو: یک سیگنال خرید است که با یک کف دوقلو و بعد از آن یک کف پایینتر هم میتواند همراه باشد.
  • double top: معادل فارسی سقف دوقلو: بالاترین قیمت در حال حاضر با بالاترین قیمت در روند قبلی در یک نقطه قیمتی قرار دارد. سقف های دوقلو میتوانند از نظر زمانی بهم نزدیک و یا از هم دور باشند. سقف دوقلو معمولا یک فلگ و علامت برای شروع یک روند خرسی و نزولی است.
  • double top bear flag: سقف دوقلو بعنوان یک سیگنال شروع روند خرسی و نزولی: یک روند نزولی که دو قله صعودی با یک قیمت میزند و روند نزولی ادامه میابد.
  • double top pullback: معادل فارسی: سقف دوقولوی بعنوان پولبک: یک ستاپ معاملاتی برای فروش دارایی است که با دو قله در یک قیمت و سپس یک کف پایینتر شروع میشود.
  • early longs: معادل فارسی خریدار عجول: خریدارانی که با شروع یک کندل سبز و یا رو به بالا وارد میشوند و منتظر بسته شدن کندل نمیشوند
  • early shorts: معادل فارسی: فروشندگان عجول: هنگام شروع یک کندل نزولی دارایی را میفروشند و منتظر بسته شدن کندل نمیشوند.
  • edge: معادل فارسی لبه ها معاملاتی: یک ستاپ معاملاتی است که معمولا کوچک و زودگذر است زیرا معامله گران اجازه طولانی شدن به آن را نخواهند داد.
  • EMA: معادل فارسی اندیکاتور میانگین متحرک
  • entry bar: معادل فارسی کندل ورودی
  • exponential moving average (EMA): معادل فارسی اندیکاتور میانگین متحرک که روی 20 تنظیم شده است.
  • fade:معادل فارسی معامله برخلاف روند. در یک روند نزولی با یک روند صعودی مواجه شده ایید و شما انتظار دارید که این روند صعودی فید Fade شود و بازار به همان روند نزولی قبلی برگردد و روی آن شورت میگیرید. این روش معاملاتی را فید Fade میگویند.
fadeحرکت و شکست آن در جهت قبلی در پرایس اکشن
  • failed failure:معادل فارسی فید شکست خورده: در بالا گفتیم که فید حرکتی خلاف روند فعلی است که شکست میخورد و به روند اولیه باز میگردد. اگر چنین نشود و حرکت خلاف روند قدرت زیادی داشته باشد و به روند مخالف خود ادامه دهد. به آن حرکت فید شکست خورده میگویند. یعنی بازار در جهتی خلاف جهت اصلی خود شروع به حرکت کرده است.
  • failure (a failed move):معادل فارسی حرکت شکست خورده حرکت است که اغلب معاملگران در آن ضرر میکنند و استاپ امن آنها زده میشود و یا قیمت قبل از رسیدن به حد سود کاربران تغییر جهت میدهد.
  • false: معادل فارسی غلظ: حرکت شکست خورده و شکست یک ستاپ معاملاتی را گویند.
  • five-tick failure: پنج کندل شکست خورده: در بازار های مالی اغلب معامله گران با دیدن سه کندل در یک جهت به این نتیجه میرسند که بازار در آن جهت قصد حرکت دارد. اگر این سه کندل به پنج کندل در یک جهت خاص ارتقاء یابد تایید نظریه این قبیل تریدرهاست. اگر بازار بعد از 5 کندل در یک جهت خاص به جهت دیگری حرکت کند 5 کندل شکست خورده رخ داده است.
  • flat:معادل فارسی: لم داده. معاملگری است که هیچ پوزیشنی در حال حاضر ندارد.
  • follow-through: معادل فارسی روند ادامه دار: پس از یک حرکت اولیه مانند شکستن خط روند بازار با چندین کندل در مسیر حرکت ادامه حرکت میدهد. تریدرها این روند را به نشانه سود بیشتر میدانند.
  • follow-through bar: معادل فارسی کندل ادامه دهنده روند: کندلی است که روند جاری را ادامه میدهد معمولا بعد از کندل فعلی رخ میدهد اما میتواند چندین کندل بعد تشکیل شود.
  • fractal: معادل فارسی ارثبری الگوها در تایم فریم بالاتر. هر الگویی در تایم فریم بالاتر یک الگو را ایجاد میکند. و هر الگویی در تایم فریم بالاتر چندین الگو در تایم فریم پایینتر شکل میدهد.
  • gap: معادل فارسی فاصله بین کندل ها: در کندل های روزانه دیده میشود و هنگامیکه بازار هنگام باز شدن یک شکاف قیمتی با آخرین قیمت دیروز دارد دیده میشود.
  • gap bar: معادل فارسی فاصله کندلی: پایین کندل بالای Ema 20 (مووینگ اوریج ) قرار دارد.
  • gap reversal: معادل فارسی معکوس کننده گپ: کندل یا کندلهایی است که حرکتی برخلاف روند گپ دارند و قیمت آن را پر میکنند. به آن برمیگردند.
گپ در بازار مالی روزانه و پر شدن آن
  • HFT : معامله با کمک ربات ها برای گرفتن تعداد زیادی معامله در بازه زمانی کوتاه در مقاله HFTچیست بیشتر درباره آن بخوانید.
  • higher high:معادله فارسی قله قیمتی بالاتر: یک سوینگ یا حرکت قیت است که قله آن بالاتر از قله قبلی است.
قله های بالاتر و موقعیت معاملاتی روی آنها
  • higher low معادل فارسی کف قیمتی بالاتر: سوینگ حرکتی است که کف قیمت آن از کف قیمت کنونی بالاتر است. این سویینگ اگر در رنج تایم فریم بالاتر باشد جهت خروج قیمت از رنج را نشان میدهد.
  • higher time frame (HTF): معادل فارسی تایم فریم بالاتر. نمودارها را میتوان در تایم فریم های مختلفی مشاهده کرد. در تایم فریم بالاتر تعداد کندل ها کمتر است و فرصت های معاملاتی کمترند.
  • high-frequency trading (HFT) : معامله با کمک ربات های ترید با هدف گرفتن موقعیت های تریدر زیاد در بازه زمانی کوتاه در مقاله HFT چیست بیشتر درباره آن بحث کرده ایم.
  • high/low 1 or 2: سقف قیمت اول یا دوم و یا کف قیمت اول یا دوم
  • high 1, 2, 3, or 4: معادل فارسی سقف های قیمتی اول دوم و سوم یا چهارم.
  • inside bar:معادل فارسی: کندل داخلی: کندلی که بالاترین قیمت آن از بالاترین قیمت کندل قبل پایینتر و پایینترین قیمت آن از پایینترین قیمت کندل قبل بالاتر است.
  • institution: معادل فارس موسسه. موسسه یا پول هوشمند، یک صندوق بازنشستگی ، صندوق بیمه، بانک، کارگزار و یا یک فرد معاملگر است که حجم سرمایگذاری او در معاملات بقدری بالاست که بر کل روند بازار تاثیر میگذارد. حرکت بازار ناشی از ترید و معامله تعداد زیادی موسسه و بانک و غیره است و یک موسسه نمیتواند حرکتی طولانی مدت را در بازار رقم بزند. موسسات سنتی که معاملات خود را براساس اصول معاملگری باز میکنند قبلا تنها عوامل تعیین قیمت در بازار بوند. شرکت های HFT که براساس آمار معاملات خود را انجام میدهند و نه براساس اصول بنیادین امروزه در تعیین قیمت بازار در تایم فریم های روزانه تاثیر زیادی دارند. موسسات سنتی جهت و هدف قیمت را تعیین میکنند و موسسات HFT راه و مسیر رسیدن به این اهداف را تحت تاثیر قرار میدهند.
  • ioi Inside-outside-inside: معادل فارسی سه کندل تو در تو: سه کندل که کندل دوم در داخل کندل اول و کندل سوم در خارج کندل دوم قرار دارد. کاربر بدنبال پوزیشن در بالا و پایین کندل آخر میباشد.
Inside-outside-inside
  • ledge: معال فارسی: لبه ی معاملاتی: لبه معاملاتی گاوی یا صعودی ناحیه کوچکی است که کف دوقولو در آن وجود دارد.لبه معاملاتی خرسی یا نزولی ناحیه کوچکی است که در آن سقف دو قلو دیده میشود.
  • leg : معادل فارسی: گام حرکتی: حرکتی است که یک خط روند با هر اندازه ایی را میشکند. گام حرکتی یا لگ حرکتی تنها زمانی استفاده میشود که حداقل دو حرکت پشت سرهم در بازار رخ دهد. این گام حرکتی میتواند یک پولبک یا یک حرکت خلاف روند یا یک سوینگ قیمتی یا یک حرکت بازار بصورت افقی و بدون تغییر محسوس در قیمت است.
لگ یا گام حرکتی
  • likely : معادل فارسی تضمین 60 درصد سود
  • long: معادل فارسی خرید یا خریدار، شخصی است که دارایی را خریده است. یا خود معامله خرید را لانگ میگویند.
  • lot: معادل فارسی لات یا کمترین حجم سرمایگذاری، کمترین حجم سرمایگذاری در بازار برای ورود به یک پوزیشن معاملاتی است که توسط بروکر و یا صرافی تعیین میشود.
  • lower high: معادل فارسی سقف پایینتر: یک سوینگ حرکتی(حرکت جهت دار) است که سقف آن از سقف حرکت قبلی پایینتر است.
lower heigh سقف پایینتر در بازار مالی چیست.
  • lower low:معادل فارسی کف پایینتر: یک سویینگ است که در آن کف قیمت از کف قیمت سوینگ قبلی کمتر است.
کف پایینتر LOWER LOW
  • low 1, 2, 3, or 4: معادل فارسی کف 1-2-3 یا 4: اولین کف یک کندل در ابتدای شروع روند نزولی است که میتواند در آخر یک رنج هم دیده شود و کف های بعدی بترتیب ازاین کف پایینتر هستند. کف های آخر معمولا یک ساختار مثلثی شکل که به آن لبه نیز گفته میشوند میسازند.
کف اول دوم و سوم و چهارم در بازار مالی
  • major trend line: معادل فارسی خط روند اصلی: خط روندی که بیشترین حرکت قیمت در صفحه را به خود اختصاص داده است. معمولاً حداقل ده کندل برای ساختن چنین روندی در نمودار وجود دارد.
major trading line
  • major trend reversal : معادل فارسی معکوس کننده روند اصلی: یک روند صعودی یا گاوی را معکوس میکند و یا یک روند نزولی یا خرسی را معکوس میکند. باید شاهد تست روند قبلی بعد از شکست روند فعلی باشیم یعنی بازار سعی کند به روند قبلی برگردد ولی نتواند.
major trend reversal معکوس کننده روند اصلی
  • meltdown: معادل فارسی ذوب شدن دارایی: فروش کل دارایی از یک ارز در یک کندل شارپی نزولی یا در یک کانال با شیب زیاد نزولی یا خرسی که هیچ پولبک قابل تشخیصی در آن دیده نمیشود.
  • melt-up: معادل فارسی افزونگی قیمت دارایی: چندین کندل و یا سوینگ حرکتی رو به بالا و یا یک کانال باریک صعودی بدون هیچ پولبک قابل ملاحظه ایی که بیش از مقداری که اصول تحلیلی پیشبینی می کنند بالا میرود.
  • micro: معادل فارسی: ریز الگوها: هر الگوی تکنیکال کلاسیکی که یک تا پنج کندل در آن ایجاد شده و همچنان به ساختن ساختار کلاسیک مدنظر ادامه میدهد. یک الگوی تکنیکال کلاسیک در تایم فریم پایینتر است. الگوی تکنیکال کلاسیک شما نیز یک الگوی کلاسیک میکرو در تایم فریم بالاتر است.
  • micro channel: معادل فارسی میکرو کانال: کانالی بسیار تنگ است که بالای کندل ها بالای کانال و پایین کندل ها پایین کانال است. این یک نوع اغراق آمیز از کانال های تنگ است. در آن پولبک نداریم و اگر هم داشته باشیم پولبک های کوچک هستند و یک یا دو پولبک خواهیم داشت.
  • micro double bottom: معادل فارسی کف دوقلوی میکرو: دو کندل که کف آنها روی یک قیمت قرار دارد.
  • micro double top: معادل فارسی سقف دوقلوی میکرو: دو کندل که سقف آنها روی یک قیمت قرار دارد.
  • micro measuring gap: معادل فارسی فاصله کوچک قابل مشاهده: اختلاف قیمت بین بسته یک کندل و باز شدن کندل بعدی.
  • micro trend channel line: معادل فارسی خط روند میکرو: خط روندی که سه تا پنج کندل را در بر میگیرد.
  • micro trend line breakout: معادل فارسی: شکست خط روند میکرو: در یک روند که با حدود 10 کندل که نزدیک خط روند تشکیل میشوند و سپس یک کندل خط روند را سوراخ میکند. اگر سوراخ شدن خط روند با بیش از یک کندل صورت گیرد معامله ایی در بازار در آن جهت شکل گرفته است.
  • money stop: معادل فارسی تعیین قیمت خروج از معامله. قیمتی در بازار مالی براساس ارزش دارایی برحسب دلارکه معامله گردر آن از معامله خود خارج خواهد شد. مثلا خریدی در 10 دلار انجام شده و در 5 دلار استاپ میگذارد که اگر بازار به 5 دلار رسید معامله را ببندد که بیش از آن ضرر ندهد.
  • moving average: معادل فارسی میانگین متحرک: البروکس میانگین متحرک را روی بیست تنظیم میکند و خط رسم شده میانگین قیمت 20 کندل قبلی است. البته هر میانگین متحرکی میتواند مفید باشد.
  • moving average gap bar (gap bar): فاصله یک کندلی با میانگین متحرک. در یک روند پرفشار خرید یا فروش وقتی بازار شروع به حرکت مخالف روند جاری میزند و یک کندل زیر میانگین متحرک بسته میشود در اغلب موارد تستی است برای شروع یک ادامه حرکت به روند پرفشار قبلی .
  • nesting: الگوهای تو در تو گاهی هنگام مشاهده بازار چندین الگو داخل هم شکل میگیرد. مثلا الگوی شانه و سر و الگوی سقف دوقلو را میتوان باهم دید.
  • opening reversal: معادل فارسی شروع معکوس کننده: یک ستاپ معاملاتی معکوس کننده روند قبل در ساعات اولیه روز وکمی بعد از آن.
  • outside bar: معادل فارسی کندل بیرونی: کندلی که بالای آن بالاتر یا مساوی قیمت بالاترین قیمت کندل قبل و کف آن پایینتر از قیمت پایینترین قیمت کندل قبل است.
  • outside down bar: معادل فارسی کندل خارجی رو به پایین : کندل خارجی است که نزولی باشد و نقطه بستن آن قیمتی کمتر از نقطه باز شدن کندل داشته باشد.
  • outside up bar: معادل فارسی کندل خارجی سبز یا مثبت یا سفید کدل خارجی که بسته آن عدد بزرگتری از قیمت باز شدن کندل باشد.
  • overshoot : معادل فارسی سوراخ شدن خط روند. هنگامیکه قیمت به خط روند نفوذ میکند و سپس به روند قبلی باز میگردد. یا هنگامیکه بازار در یک سویینگ قیمتی فرای انتظار ما را میبیند.
  • pause bar : معادل فارسی کندل سکته: در یک روند شدید رو به بالا یا پایین بعد از یک کندل قوی یک کندل که قیمت بازار را تغییر نمیدهد و درست روی قیمت کندل قبل و یا فقط کمی بالاتر یا پایینتر از آن بسته میشود. در پرایس اکشن این کندل یک پولبک است.
  • pip: معادل فارسی واحد اندازه گیری صعود و نزول قیمت در بازار مالی فارکس است برخی صرافی ها واحدهای کوچکتری هم ارائه میدهند.
  • pressing their longs: معادل فارسی ماندن در موقعیت خرید. در یک روند شدید صعودی یا گاوی خریداران بعد از پولبک از معامله خارج نشده و منتظر لگ حرکتی دوم میمانند. حرکت دوم حرکتی است که قیمت در آن به میزان مشخصی که قابل اندازگیری است بالا میرود.
  • pressing their shorts In: معادل فارسی ماندن در موقعیت فروش: در یک روند نزولی یا خرسی فروشنده بعد از یک روند قوی با مشاهده سکته در قیمت از معامله خارج نشده و منتظر لگ دوم حرکتی است که حرکتی قابل اندازه گیری برای معامله میبباشد.
  • price action: معادل فارسی تغییر قیمت: هر تغییر قیمتی در هر ارزی در هر تایم فریمی و در هر نوع نموداری.
  • probability: معادل فارسی شانس موفقیت: اگر معاملگر یک ستاپ معاملاتی را 100 بار تست کند و 60 بار موفقیت آمیز باشد. شانس موفقیت این ستاپ 60 درصد است. اما ممکن است عوامل غیر قابل اندازگیری نیز در این روند دخیل باشند.
  • probably: معادل فارسی: احتمال 60 درصد قطعی
  • pullback: معادل فارسی پولبک: یک مکث یا یک حرکت رو به عقب است که در یک روند یا سوینگ یا یک لگ حرکتی ایجاد میشود و قیمت آن هرگز از کف لگ حرکتی و یا سوینگ شروع کننده پایینتر نمیرود و معاملگر روی آن انتظار ادامه حرکت به سمت روند قبل را دارد که چندین لگ حرکتی را ایجاد بکند.
  • pullback bar : کندل پولبک. یک کندل به تنهایی میتواند نقش پولبک را بازی کند. و با دیدن یک کندل مکث یا یک کندل در خلاف جهت معاملگر منتظر ادامه روند قبلی است.
  • reasonable: یک ستاپ معاملاتی که بازخورد مناسبی را به معاملگر میدهد.
  • reversal: معدل فارسی معکوس کننده روند. هنگامیکه بازار روند حرکتی خود را با یک ستاپ معاملاتی تغییر میدهد معکوس کننده داریم. مثلا از روند صعودی گاوی به روند نزولی خرسی و یا از روند نزولی خرسی به روند صعودی گاوی. توجه داشته باشید که تغییر روند بازار از تریدینگ رنج به روند صعودی و یا نزولی بریک آوت گوفته میشود ولی درواقع یک روند معکوس سازی اتفاق افتاده است.
  • reversal bar: معکوس شدن یک روند میتواند توسط یک کندل رخ دهد. این اتفاق معمولا هنگامی است که ما در سقف و کف رنج تایم فریم بالاتر هستیم و یک کندل روند را به جهت دیگر در رنج هدایت خواهد کرد.
  • reward: معادل فارسی: میزان سودی که معاملگر انتظار دارد از یک معامله ببرد. برای مثال اگر معاملگر معامله ایی با حد سود مشخص باز کرده باشد. و به سود برسد پاداشت او اختلاف بین قیمت بسته شدن معامله و باز شدن معامله خواهد بود.
  • risk: معادل فارسی ریسک معامله: نقطه ایی از بازار است که معاملگر استاپ معامله خود را در آن قرار میدهد و اگر معامله برخلاف روند پیشبینی او پیش برود در آن قیمت از بازار خارج خواهد شد تا بیشتر از آن متضرر نشود. ممکن است عواملی مانند شدت روند باعث ضرر بیشتر شما از آن نقطه شود زیرا خریدار و یا فروشنده ایی در آن نقطه از بازار فعال نیست.
  • risk off: معادل فارسی ریسک گریز: معامله گر مطمئن میشود که یک سقوط سنگین پیش رو است و دارایی خود از آن سهام یا ارز را فروخته و دارایی مطمئنی مانند دلار آمریکا و یا فرانک سوسیس را تهیه میکند.
  • risk on: معادل فارسی ریسک پذیری: وقتی معاملگران فکر میکنند که بازار قوی است و در بازارهای پر ریسک تری معامله میکنند مانند معامله روی دلار استرالیا و یا کرون سوئد.
  • risky: معامله پر مخاطره: وقتی که معاملگر از معامله خود مطمئن نیست و یا 50 درصد و یا بیشتر احتمال شکست معامله را میدهد.
  • scalp: معامله در بازه قیمتی کوچک در بازارهای با قیمت پایین یک یا دوسنت و در بازارهای با قیمت بالا یک یا دو دلار سود حداکثر سود در این روش معاملاتی است و معامله گر قبل از رسیدن به یک پولبک از معامله خارج میشود. با توجه به اینکه حد سود کم است معاملگران باید خیلی حرفه ایی باشند وگرنه متضرر خواهند شد.
  • scalper: معادل فارسی اسکلپر : معاملگری است که بدنبال سودهای کم با استاپ های بشدت ریز است.
  • scalper’s profit: معادله فارسی حداقل سود برای باز کردن یک معامله اسکلپ. معاملگران اسکلپ باید یک حداقل سود برای خود مشخص کنند که متحمل ضرر سنگین نشوند.
  • scratch: معادل فارسی معامله سربه سری: یک معامله با سود و یا ضرر بسیار کم که اکنون در نقطه سربه سری یعنی نقطه قیمتی شروع معامله است.
  • second entry: معادل فارسی: ورود دوم: در فاصله چند کندلی ورودی اول یک نقطه با ستاپ معاملاتی یکسان برای ورودی دوم وجود دارد مثال در یک روند گاوی در معامله هستید و بازار به نقطه ایی پولبک میزند و سپس روند گاوی ادامه میابد. این پولبک معمولاً یک ودج یا لبه معاملاتی است که میتوان برای ورود دوم روی آن حساب باز کرد.
  • second moving average gap bar setup: معادل فارسی ستاپ معاملاتی دومین گپ از میانگین متحرک: اگر یک گپ بین قیمت و میانگین متحرک پولبک بزند ولی به میاینگین متحرک نرسد و به حرکت قبلی خود ادامه دهد. این حرکت دوم در جهت میانگین متحرک است.
  • second signal : معادل فارسی سینگنال دوم: یک ستاپ معاملاتی مشابه ستاپ معاملاتی که براساس آن وارد معامله شده اید در فاصله چند کندلی از موقعیت ورود به معامله را سیگنال دوم گویند.
  • selling pressure: فشار فروش با کندل های قوی قرمز یا مشکی که دم های روی به بالا دارند و بدنه بزرگ دارند و با یک ایجاد کننده روند خرسی ایجاد شده و معمولا منجر به پایین آمدن قیمت دارایی به مقدار محسوسی خواهند شد.
  • setup: معادل فارسی ستاپ یا الگوی معاملاتی: الگوهای معاملاتی برای ورود به معامله که معمولا یک سیگنال بار ساده میباشند.
سیگنال بار
  • shaved body: معادل فارسی کندل بدون سایه: کندلی که دم و یا سایه ایی ندارد و فقط بدنه دارد. نشانه قدرت روند است.
  • short: فروختن یک دارایی و یا شخصی که دارایی را میفروشد.
  • shrinking stairs: معادل فارسی: پله های کوچک شونده. روندی در بازار که در پولبک ها مدام کوچکتر میشوند و قدرت روند بعد از هر پولبک کمتر از روند قبلی است. این نشانه ایی از ضعف روند است اگر منجر به تولید یک گوشه شود یک معکوس کننده خواهند ساخت.
  • signal bar: کندل قرمز در عکس زیر کندلی که در یک طرف دم و یا سایه ندارد.
  • smaller time frame (STF): تایم فریم کوچکتر. برای دیدن موقعیت های خرید بهتر میتوان به یک تایم فریم پایینتر رفت و در آن معامله کرد.
  • smart traders: معادل فارسی معاملگر هوشمند. معاملگرانی که همواره درسود هستند و دارایی های کلانی را معامله میکنند.
  • spike and channel : معادل فارسی اسپایک و کانال: یک شکست روند است که بصورت یک کانال همجهت روند قبلی ادامه پیدا خواهد کرد.
  • stair : در روند های رنج فشار قیمت باعث میشود که بازار از رنج خارج شود و یک رنج جدید در بالا و یا پایین رنج قبلی ایجاد میشود و یک پلکان ایجاد خواهد شد.
  • STF:مشاهده ی تاین فریم پایین تر
  • strong bulls and bears خرید ها و فروش های بانک ها موسسات بزرگ که جهت بازار را تعیین می کند
  • success معامله گرانی که معاملشان به حد سود خود رسیده است
  • swing بازار های جهت دار در تمامی تایم فریم ها
  • swing high وقتی سه کندل داشته باشیم و کندل وسط سایه ی بالاتری نسبت به دو کندل کناری داشته باشد به نوک سایه ی بالای کندل وسط swing high می گویند
  • swing low وقتی سه کندل داشته باشیم و کندل وسط سایه ی پایین تری نسبت به دو کندل کناری داشته باشد به نوک سایه ی پایین کندل وسط swing low می گویند
  • swing point همان swing high/swing low است
  • swing trade وقتی معامله گران روند های بزرگ بازار را در تایم فریم کوچک معامله می کند
  • three pushes سه سقف یا سه کف داریم که سقف یا کف سوم شیب قیمت کم شدهاست و منتظر شکست روند هستیم
  • tick کوچکترین مقداری است که یک صرافی به ما اجازه ی معامله ی یک ارز خاص را می دهد
  • tight channel به کانالی گفته می شود که باریک است و سقف و کف ها به هم نزدیک هستند و پولبک یا وجود ندارد یا بسیار کم است
  • tight trading range به تریدینگ رنجی گفته می شود که سقف و کف های نزدیک به هم دارد
  • time frame بازی های زمانی که هر کندل همان قدر طول می کشد تا بسته شود
  • tradable ستاپ معاملاتی که قابل ترید است
  • trader’s equation در هر معامله باید میزان سود و ضرر مشخص باشد
  • trading range به بازار خنثی تریدینگ رنج میگویند
  • trailing a stop وقتی معامله در سود می رود ما حد ضرر را در سود جابجا می کنیم که وقتی حد ضرر تاچ شد در سود معامله بسته شود
  • trap تله ی معاملاتی که باعث می شود معاملخ گر در جای اشتباه وارد معامله شود
  • trapped in a tradeزمانی که در جهت اشتباه وارد معامله شده و فریب حرکات فرعی بازار را می خوریم
  • trend جهت بازار
  • trend bar کندلی که به بازار جهت می دهد
  • trend channel line خط بالای کانال کهبالاترین سقف ها را به هم وصل می کند
  • trend from the open ااخرین روند روز قبل
  • trending highs or lows سقف و کف هایی که در یک روند ایجاد می شود
  • trend line خط روند
    • trend reversal معکوس کننده ی رند
  • 20 moving average gap bars فاصله ی کندل تا مووینگ اوریج بیست در هر تایم فریمی
  • wedge به معنای کنج یکی از الگو های کاربردی بازار
  • wedge flag وقتی یک حرکت اسپایک داشته باشیم و بعد در خلاف اسپایک یک کنج بزنیم هم جهت اسپایک می شکند
  • wedge reversal کنج معکوس کننده ی روند
  • with trend همراه با روند
  • margin کل پول ما برای معامله
  • lot به واحد حجم معاملات در بازار فارکس می گویند
  • spread به کارمزدی که کارگزاری برای باز کردن معامله از ما میگیرد گفته می شود